نسخه
PDF
شماره ۴۳۷۴ - ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - - ۷ مى ۲۰۰۹ 
صفحه ۱۰
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
مدرسه اى ترين گل منچستر
•هومن جعفرى
•احمد سنجرى
• بيژن ذوالفقارنسب
مدرسه اى ترين گل منچستر
هنوز هم «ستاره» ها تعيين مى كنند
اين را كه آرسنال تيم تر از منچستريونايتد است خيلى ها قبول دارند به همين خاطر بايد پرسيد و دوباره هم پرسيد كه چگونه توپچى ها در خانه خودشان ۳ گل از حريف مى خورند و در مجموع با حساب ۴ بر يك ليگ قهرمانان را ترك مى گويند؟
ستاره ها
بايرن تيم كوچكى نبوده و نيست اما همين تيم وقتى با ستاره هاى بارسا روبرو مى شود از هم فرو مى پاشد. بايرن نمى تواند مسى را مهار كند. در اين تيم هافبكى وجود ندارد كه بتواند از پس ژاوى برآيد. اينى يستا به اندازه تمام هافبك هاى مونيخى، پاس سالم مى دهد و تازه اين در حالى است كه بارسلون اتوئو و تيه رى آنرى را هم در اختيار دارد.آرى با وجود اين نظريه دوران ستاره ها خاتمه يافته است واقعيت اين است كه ستاره ها هنوز هم مى توانند تعيين كننده باشند.يكى از همين ستاره ها كريستيانو رونالدو است. اگر او نبود منچستر از پس پورتو هم برنمى آمد. همين بازيكن در ورزشگاه امارات نيز چنان گلى به آرسنال زد كه پس از آن اين تيم ديگر نتوانست فوتبالى را كه از شاگردان ونگر انتظار مى رود پياده كند. آرسنال بى شباهت به مقاومت سپاسى خودمان نيست الان سال هاست كه اين تيم «توليد» مى كند و ديگران ستاره هايش را مى برند فقط آن دوره اى كه توپچى ها آنرى و پيرس، ،۲ ۳ ستاره ديگر را در اختيار داشتند «مثل ديويد سيمن» قهرمانى حاصل آمد و يك دليل آنكه دست ونگر ۳ سال به هيچ جامى نرسيده اين است كه در تيم او بازيكن با مختصات مسى يا رونالدو پيدا نمى شود.
گل سوم شياطين سرخ
آرسنال معروف است به اينكه از نقطه باز پس گيرى توپ از حريف -در هر كجاى زمين كه باشد- ضدحملات تند و خطرناكى را تدارك مى بيند. گل سوم من يوها نيز دقيقاً چنين خاصيتى داشت. روى اين گل باز هم نقش قابليت هاى ويژه كريس رونالدو را ديديم.او كه گزينه هاى زيادى براى پاس دادن داشت عمداً توپ را به سمت چپ خود فرستاد تا حواس مدافعان را از مسيرى كه محل فرارهاى اوست پرت كند. آرى همه چشمشان به توپ بود و كسى نديد كه رونالدو چگونه از يك سوم خودى استارت زد و به هجده قدم آرسنال رسيد.رونى هم با يك پاس به موقع فرارستاره تيمشان را تكميل كرد تا گل سوم شياطين سرخ به ثمر برسد.آنها با چهارضرب از توپى كه در جريان يكى از حملات تيم ميزبان لو رفته بود يك گل ساختند. ۴ پاس صحيح با حداقل زمان؛ رعايت اصل سرعت تا حريف نتواند به موقع خودش را برساند.
چوب جوانگرايى روى دست هاى ونگر فرود آمد
•هومن جعفرى
093666.jpg
۸ دقيقه نياز بود تا آرسنال چوب استراتژى جوانگرايى اش را بخورد. توپى كه توسط كريس رونالدو به صورت عرضى ارسال شده بود در حالى كه به راحتى توسط « گيبس» قابل كنترل بود، به «پارك جى سونگ» رسيد و او هم تور دروازه را به لرزه درآورد. نمى توان گيبس جوان را مورد انتقاد قرارداد يا باخت آرسنال را دايورت كرد روى وجدان او. ليزخوردن براى هر كسى پيش مى آيد اما اين حقيقت كه يكى از جوان هاى ونگر نقش بر زمين شد تا توپ لعنتى بچسبد به تور را هم نمى توان از ياد برد. آنها كه مى خواستند ببينند نبرد دو فلسفه مربيگرى را چه كسى مى برد، چقدر زود به جوابشان رسيدند. عقربه هاى ساعت فقط ۸ دقيقه گذشته بود از وقتى كه داور ايتاليايى سوت آغاز را زد و ما از خودمان پرسيديم: ونگر و جوان هاى قسطى اش شانسى دارند براى متوقف كردن قطار منچستر يونايتد؟
•••
همه چيز از چند ثانيه قبل تر شروع شد. وقتى اندرسن- كه هيچ وقت از او خوشم نيامد- يك پاس عمقى خوب داد. اين پاس عمقى اما فلسفه داشت. كريس رونالدو كه در كناره هاى محوطه جريمه حضور داشت با حركت به سمت «تو» دفاع محافظ خود را وادار كرده بود تا به قلب خط دفاع نزديك تر شود و فضاى پشت او را خالى نگه دارد. پاس اندرسون آنجايى رفت كه رونالدو مى خواست، نه جايى كه مدافع آرسنال به آن انديشيده بود. توپ جاى عمق مركزى، عمق كنارى را هدف گرفت و رونالدو كه با حركات هوشمندانه بدون توپ اين فضا را ساخته بود مثل چاقو تيز شد و فضاى خالى را شكافت و تو زد و با يك پاس عمقى «سونگ» را صاحب توپ كرد. شايد اگر «گيپس» لطف نمى كرد و سكندرى نمى خورد و اين پايش با آن پايش قرار سينما نمى گذاشت و آن طورى نقش زمين نمى شد و مثل آدم توپ را دور مى كرد. چقدر حيف مى شد آن حركت زيباى بدون توپ رونالدو كه اگر تمام مهاجمان ليگ خودمان را بريزى توى چرخ گوشت، به اندازه ساق پاى رونالدو هنر در نمى آيد ازشان!
«گيبس» اما لطف كرد و سكندرى خورد تا توپ برسد به پارك جى سونگ. چشم بادامى هم لطف كرد و توپ را زد توى گل تا رونالدو زهر اول خود را به كام آرسن ونگر حواس پرت بريزد و يادش بدهد كه دفعه ديگر حواسش باشد به مهار شماره ۷ نفرين شده شياطين سرخ!
•••
گل اول را رد كنيم؟ هنوز نه. دل كنده نمى شود از گل دقيقه ۸ پارك جى سونگ كه توپ را زد توى دروازه اصلاً از كجا پيدايش شد؟ چرا فرگوسن آنقدر باهوش است كه هر كسى را كه از ناكجاآباد آورد در تركيب اصلى، طرف يا گل مى زند يا پاس گل مى دهد يا يك غلطى مى  كند كه تو بيشتر از مربيگرى سر الكس خوشت بيايد؟ اصلاً چرا سونگ؟ چرا مثلاً اسكولز نه؟ چرا سونگ بايد يكدفعه تمام معادلات ذهنى من و تو را به هم بزند و بيايد داخل تركيب اصلى وبعد هم در اول كار يك گل مرگ آور بزند تا همه در كفش بمانند؟ قضيه چيست؟ قصه كدام است؟ پاس اندرسن چطور؟ شما كدام هافبك دفاعى ليگ برتر خودمان را مى شناسيد كه اين طور با نفس كشيدن مهاجمش همذات پندارى كند و تا طرف سر مدافع مستقيم خود را كرد زير آب، او هم جلدى «پاس قشنگه» را بفرستد تا يك گل پايه گذارى شود؟
•••
كار رونالدو چطور؟ فضاسازى بدون توپ براى خودش و بعد پاس تيز و برنده اش براى سونگ چى؟ از اينها چطور دل بكنيم؟
•••
دقيقه.۱۱  ايستگاهى. رونالدو ايستاده پشت توپ. فاصله؟ ۳۰ متر. حالا ۵ متر كمتر يا بيشتر كه ديگر توفير ندارد. به قول آن لطيفه قديمى آدم سر۵ دقيقه معامله را به هم نمى زند چه برسد به ۵ متر! رونالدو ايستاده پشت توپ. عقب مى رود و جلو مى آيد و توپ مى رود داخل دروازه. «آلمونيا» رسماً تبديل مى شود به گل باقالى نپخته! ونگر سرش را گرفته و دارد عزادارى مى كند. تا توباشى در كنفرانس مطبوعاتى الكى افاده نيايى كه «مى خواهيم ۲ گل به منچستر بزنيم!» مردك پرادعاى فرانسوى! راستى كسى خبر دارد آخرين مربى فرانسوى كه قهرمان ليگ قهرمانان شد اسمش چه بود؟ كسى اصلاً يك مربى فرانسوى سراغ دارد كه بلد باشد تيمى را قهرمان ليگ قهرمانان كند؟
•••
دقيقه .۱۲ ونگر خودش را باخته. ۲ گل عقب افتاده و قيافه اش شبيه مردى شده كه آماده است براى خودكشى. فقط كافى بود يكى در همان دقايق مى رفت سمت ونگر و يك تپانچه را با لبخند به او هديه مى كرد. شك نكنيد كه طرف ماشه را مى كشيد و مى رفت پيش بقيه مربيان مرحوم شده فرانسوى. ياد بنيتز و هيدينك افتادم كه در آن بازى ۴ بر ۴ ، چندين بار از هم عقب و جلو افتادند اما خم به ابروهايشان نيامد. ونگر اما عين تازه كارها، توى سرش مى زد. شانه اى بغل دستش نبود وگرنه بعيد نبود كه سرش را بگذارد روى آن و هاى هاى گريه كند! بلندشو تيمت را جمع كن ترسو!
•••
نيمه اول تمام مى شود. از خستگى مى خواهم بخوابم. روز خسته كننده اى بود. ۲ ساعت و نيم در كمپ تيم ملى چرخيده بودم و با مربيان فوتبال در مورد «چلسى- بارسا» بحث مى كردم. بعد هم كل مطلب را تا ساعت ۵ و۶ عصر پياده كردم و تحويل دادم. خسته بودم. به برد منچسترهم اطمينان داشتم. تلويزيون را خاموش كردم وخوابيدم.
•••
گل سوم منچستر را صبح از تلويزيون ديدم. رونى كه فرار كرده بود و پا به توپ حركت مى كرد و تمام توازن و تمركز خط دفاعى آرسنال را جذب خودش كرده بود، با يك پاس عرضى عمق دار كريس رونالدو را صاحب توپ كرد.
رونى داد و رونالدو زد تا رسماً شك كنيم به هر آنچه آرسن ونگر ازمربيگرى بلد است. قبل از بازى حتى گربه من هم مى دانست كه بايد رونالدو را بچسبد اما كريس در شبى كه آرسن ونگر روى نيمكت خواب بود، ۲ گل زد و يك پاس گل داد تا هت تريك كند.
•••
برگرديم به گل سوم. توپ رسيد به رونى. رونى به جلو حركت كرد اما به مركز عمق دفاع نزديك نشد كه تمام بازيكنان آرسنال را به مركز متمايل كند و فضاى فرار رونالدو را پركند. رونى راست شكمش را گرفت و رفت تو.همانطور كه مى رفت به كارى دست زد كه اسمش «بازى تأخيرى» است. رونى تأخير كرد تا رونالدو مثل جت فرار كند. پاى رونى درست همانجا رفت كه انتظارش را مى كشيديم. جايى كه رونالدو آنجا بود وبعد از ثانيه اى، ونگر داشت دوباره به بخت بد خود لعنت مى فرستاد!
•••
آرسن ونگر چقدر سه شنبه شب شبيه مردان ايرانى بود. شبيه آنهايى كه فيلم بازى حريف را اصلاً نگاه نمى كنند. شبيه آنهايى كه بلد نيستند ستاره كليدى تيم حريف را مهار كنند. شبيه آنهايى كه اعتماد به نفسشان پوشالى است و تا ۲ گل عقب مى افتند، غش وضعف مى كنند.شبيه آنهايى كه به سوگلى هايشان مى بازند. آنهايى كه تير خلاص را از بازيكنى دريافت مى كنند كه خودشان آوردند.در تركيب اصلى. حالا اسمش مجيد غلام نژاد باشد ياعلى عليزاده يا گيبس، فرقى نمى كند.
•••
برگرديم به بازى. آن نيمه اول جذاب و طوفانى كه من ديدم سرشار بود از همه چيز و همه چيز هم در اختيار منچستر بود.سرخ ها سه شنبه شب در ورزشگاه امارات دست به هر كارى زدند. هر وقت خواستند شوت زدند. هر وقت خواستند ايستگاهى زدند. هر وقت خواستند توپ ربايى كردند.هر وقت خواستند توپگيرى مجدد كردند. هر وقت خواستند پرس كردند.آرسن ونگر چشم دوخته بود به سرعتى هايى مثل تئو والكات اما فضا بسته بود. والكات نمى توانست فضا و زمان را با هم داشته باشد. منچستر حداكثر يكى از اين ۲ را به او مى داد و بعد هم با بى رحمى پسش مى گرفت.آرسنال براى بردن چيزى نداشت.
•••
حال منچستر يونايتد عزيز در فينال است. شايد تا ساعاتى پس از نوشته شدن اين مطالب،  بارسلونا هم فيناليست شود. اگر اين اتفاق بيفتد آنوقت در فينال طرف كه را بگيرم؟ منچستر عزيز يا بارساى محبوب؟ شما روى كدام شرط مى بنديد؟
درسى كه ايويچ به ما داد
•احمد سنجرى
093726.jpg
وقتى داشتم بازى را مى ديدم فقط از خودم يك سؤال را پرسيدم. اينكه آرسنال چطور مى خواهد اين تيم قدرتمند را شسكت بدهد؟ دقايق ابتدايى براى آرسنال عالى شروع شد اما افتضاح پايان يافت. آرسنالى ها با سيستم ۱-۵-۴ به خوبى منچستررا عقب راندند و بر بازى تسلط يافتند. اين تسلط كمك كرد تا شاگردان ونگر بربازى سوار شوند. آرسنال سوار بربازى بود تا اينكه منچستر به گل رسيد. اين گل را بايد حاصل اتفاقات و شانس دانست. رونالدو پاس را از اندرسون گرفت و يك پاس عرضى داد. «گيبس» آنجا بود و به صورت خيلى ساده بايد توپ را قطع مى كرد اما اين اتفاق نيفتاد. در اين لحظه ۳ اشتباه فردى صورت گرفت. «گيبس» زمين خورد، آلمونيا ثانيه اى دير حركت كرد و مدافع سوم آرسنال هم يك ثانيه دير به دروازه رسيد. سونگ توپ را گرفت و خيلى ساده دروازه را گشود. آرسنال باز هم صاحب توپ و ميدان شد و بازى را پيش برد اما بلافاصله گل دوم از روى ايستگاهى و زاويه بسته وارد دروازه شد. در مورد اين دو گل من ياد يكى از درس هاى ايويچ افتادم. ايويچ به ما گفت كه شما در كلاس مربيگرى يا جلسات كادر فنى همه درس ها را ياد مى گيريد و همه نكات را متوجه مى شويد و به همه چيز دقت مى كنيد و تيمتان را با آگاهى كامل به ميدان مى فرستيد اما اتفاقى مى افتد كه شما براى آن آماده نيستيد. فاكتورى از راه مى رسد كه شما از آن خبر نداريد. اسم اين فاكتور شانس است! من فكر مى كنم دو گل اول منچستر را بايد با اين كلمه توصيف كرد. شانس!
•••
گل سوم كاملاً يك گل تاكتيكى بود. يك ضد حمله ۳ نفره بسيار تميز. رونالدو به سونگ پاس داد و سونگ به رونى و رونى هم به رونالدو و او هم گل زد. من خيلى لذت بردم از اين گل سوم چون نكات آموزشى زيادى داشت. نكاتى مثل پاسكارى هاى منسجم، فضا سازى، فرار سرعتى و ضربه نهايى. من روى گل سوم نكته هاى زيادى را ديدم و به شاگردانم گفتم. يكى از نكاتى كه به شاگردان جوانم در شيرين فراز ياد دادم بازى رونى بود. «وين رونى» هيچ وقت هافبك چپ نبوده اما وقتى به او مى گويند بايد در اين پست كار دفاعى انجام بدهى جورى بازى مى كند كه انگار مادرزاد دفاع يا پيستون چپ بوده! در فوتبال مدرن بازيكن بايد ياد بگيرد كه دستورات مربى را به خوبى در زمين پياده كند حتى اگر در پستى غيرتخصصى به ميدان برود.
•••
رونالدو تنها بازيكن آزاد منچستر بود. او آزاد بود تا هر كار مى خواهد بكند و هر جا كه مى خواهد برود. طبيعتاً اين قضيه باعث مى شد تا نتوان او را مهار كرد. بازيكنى كه ساكن نيست و در منطقه خاصى هم بازى نمى كند و هر لحظه كه اراده كند به هر جاى زمين مى رود به صورت من تو من مهار نمى شود. چنين بازيكنى را بايد به صورت منطقه اى مهار كرد. من فكر مى كنم ونگر هيچ شانسى براى مهار او نداشت.
كابوسى كه تمام مربيان را تهديد مى كند
• بيژن ذوالفقارنسب
متأسفانه بازى را نديدم چون در اردوى تيم نفت آبادان بودم. خيلى دلم مى خواست كه اين بازى را ببينم اما نشد. در پاسخ به سؤال شما در مورد «ناتوانى ونگر در مهار رونالدو» بايد بگويم كه من خودم هيچ وقت به مهار ستاره اعتقاد ندارم.از نظر من بهترين راه براى مهار يك ستاره اين است كه كانال هاى تغذيه او را ببنديم نه اينكه وقت و انرژى خود را براى مهار فرد هدر بدهيم. اگر هيچ توپى به رونالدو نرسد، كارآيى او به ميزان زيادى كاهش مى يابد البته فراموش نكنيد كه چنين بازيكنانى حتى بدون توپ هم مفيد واقع مى شوند. كلاً  براى مهار كردن يك بازيكن راه هاى استاندارد زيادى وجود دارد.اولين راه يارگيرى من تو من يا نفر به نفر است. راه دوم يارگيرى منطقه اى است. روش سوم يارگيرى همراه با پشتيبانى است يعنى به اين صورت كه يك بازيكن مأمور مهار ستاره مى شود و نفر دوم مأمور مى شود تا در صورت فرار ستاره او را مهار كند.راه هاى ديگرى هم هست كه مثل استفاده از روش هايى مثل آفسايد گيرى.
•••
ونگر شايد مربى لحظه نباشد يا به عبارتى براى لحظه برنامه ريزى نكرده باشد. چنين مربى بزرگى، قبل از بازى تمام راه هاى لازم را بررسى مى كند و بهترين دستورات را صادر مى كند. اينكه چطور رونالدو توانسته ۲ گل بزند و يك پاس گل بدهد، شايد به اين دليل باشد كه ونگر به اندازه كافى به او بها نداده بود. البته يك نكته ديگر هم هست. گاهى ما مربيان تمام تلاش خود را مى كنيم تا يك بازيكن را مهار كنيم. ما مى دانيم كه اين بازيكن به ما ضربه مى  زند و اگر او را مهار نكنيم شكست ما حتمى است اما در مهار آن بازيكن ناتوان مى مانيم. اين كابوس مربيان است كه راه شكست حريف را بدانند و نتوانند پيروز شوند يا اينكه نقطه قوت حريف را بدانند و نتوانند بر آن غلبه كنند.
عزيزمحمدى:فوتبال ما حرفه اى است نمى توانيم سقف قرارداد تعيين كنيم
093669.jpg
عزيزمحمدى رئيس سازمان ليگ طى اظهارنظرى گفت: به خاطر اينكه ليگ ما حرفه اى است نمى توانيم براى بازيكنان سقف قرارداد تعيين كنيم اما به باشگاه ها هشدار داديم كه خودشان ميزان قراردادها را كنترل كنند. وى افزود: در هيچ يك از كشورهاى دنيا كه فوتبال حرفه اى را دنبال مى كنند سقف قراردادى براى بازيكنان وجود ندارد و ما هم از اين قاعده مستثنى نيستيم و با توجه به اينكه ۸ سال است ليگ حرفه اى را در كشورمان راه اندازى كرده ايم بايد روى اصول حرفه  اى حركت كنيم. وى در خصوص معتبر شدن قراردادهاى داخلى بازيكنان با تيم هاى باشگاهى گفت: در همين ارتباط هفته آينده يك جلسه را با حضور تمامى اعضاى هيات رئيسه فدراسيون فوتبال برگزار خواهيم كرد و در اين جلسه با بررسى كارشناسى روى اين موضوع تصميم گيرى خواهيم كرد. رئيس سازمان ليگ برتر فوتبال اضافه كرد: روى هم رفته از هشتمين دوره ليگ برتر رضايت داريم. در فصل گذشته برنامه هاى هر ۲ نيم فصل قبل از آغاز مسابقات به تيم ها اعلام شده بود و در سال آينده هم تلاش مى كنيم برنامه بازى هاى كل فصل را قبل از شروع مسابقات به اطلاع تيم ها برسانيم تا برنامه ريزى هاى لازم را براى خودشان داشته باشند.
پايان عصر ونگر؟
به پايان عصر«آرسن ونگر» رسيده ايم؟ كسى براى اين سؤال پاسخى دارد؟ آيا مالكان آرسنال، پيش از اين بدون جام بودن را تحمل خواهند كرد؟ پاسخ تمام اين پرسش ها را تا يكى، دو هفته ديگر دريافت خواهيم كرد اما حقيقت اين است كه عصر ونگر به پايان نزديك شده. مرد فرانسوى ۳ سال است كه هيچ جامى را فتح نكرده و امسال نيز دستش از هر نوع قهرمانى و جام كوتاه مانده. ونگر هر چند براى استراتژى«خرج نكن و به بازيكن جوان ميدان بده» بهترين مربى است اما به نظر مى رسد كه ديگر چيز جديدى براى رو كردن ندارد. مربى آرسنال، حال با ريزش هر چه بيشتر ستاره هاى اصلى خود مواجه خواهد شد. ستاره هايى كه سال هاست دستشان از هر افتخارى كوتاه مانده و پيشنهادات مالى كلان رقبا را با وسوسه و ترديد بررسى مى كنند. ونگر همچنين با دور ماندن از جام، مشروعيت خود را از دست داده. مرد فرانسوى با ستاره هاى جوان و پراشتباهش ديگر چه حرفى براى گفتن در ميادين بين المللى دارد وقتى هيچ وقت به فينال نمى رسد يا هر وقت هم كه مى رسد شكست مى خورد؟آيا آرسن ونگر مى تواند مالكان آرسنال را راضى كند تا يك سال ديگر به او مهلت بدهند؟
•••
به حرف هاى من توجه نكنيد. ونگر در آرسنال ماندنى است. همه بدبينى هاى مفرطى كه در اين مقاله وجود دارد، ناشى از يك بيمارى مسرى است در فوتبالى كه مربى تيم قهرمان ليگ امنيت شغلى ندارد، اخراج نكردن كسى مثل ونگر كه ۳ سال است حتى يك قهرمانى تشريفاتى هم نياورده باورپذير نيست!
مرد آلمانى درست گفت
وقتى روبروى روته مولر آلمانى نشستم و از او در مورد بازى آرسنال و منچستر پرسيدم، هيچ تغييرى در قيافه اش حاصل نشد. روته مولر با اطمينان خاطر و اعتماد به نفس گفت: من مطمئن هستم كه منچستر به سادگى از برترى خود دفاع خواهد كرد و به فينال مى رسد. اين اتفاق افتاد تا پيش بينى روته مولر خيلى راحت درست از آب دربيايد.
•••
در لحظاتى كه شما اين مطلب را مى خوانيد، بازى بارسلونا و چلسى به پايان رسيده و چهره دومين فيناليست ليگ قهرمانان اروپا مشخص شده. وقتى ظهر سه شنبه با روته مولر در كمپ تيم ملى همكلام شديم، مرد آلمانى با قدرت پيش بينى كرد كه چلسى گريبان بارسا را بگيرد و به فينال برسد. اكنون كه اين مطلب را مى نويسم بازى آغاز نشده اما حالا كه شما اين مطلب را مى خوانيد بازى به پايان رسيده و شما مى توانيد قضاوت كنيد كه مرد آلمانى در پيش بينى دومش موفق بوده يا خير!
دفاع هاى كنارى به درد نخور آرسنال
يكى از اصلى ترين نقاط ضعف آرسنال در فاز تهاجمى را شايد بتوان ضعف مدافعان كنارى دانست. آرسنال در طول بازى بسيار كم از نعمت همراهى مدافعان كنارى در عمليات تهاجمى بهره برد.در شرايطى كه در فوتبال روز دنيا بحث برترى نفرى در جنگ هاى تاكتيكى يكى از اصلى ترين دستورات يك مربى است، عدم مشاركت موثر مدافعان كنارى در عمليات تهاجمى مى تواند به كاهش كارآيى مهاجمان منجر شود. اصولاً تيم هاى اروپايى حداقل از ۲ تا ۳ لايه  دفاعى متمركز بهره مى برند. لايه اول هافبك هاى تهاجمى هستند كه در ميانه ميدان نخستين حمله  بران به مردان پا به توپ به شمار مى آيند.لايه دوم، ۲ هافبك دفاعى هستند كه صف دوم مدافعان را تشكيل مى دهند و لايه سوم، مدافعان تيم هستند.براى عبور از اين ۳ لايه هر تيمى نيازمند كمك گرفتن از مدافعان كنارى است. وقتى مدافعانى مثل آلوز(بارسلونا) راموس(رئال) اوشى(منچستر) نفوذ مى كنند، در وهله اول امكان زوج سازى را به نفرات ميانى مى دهند.در وهله دوم اين نفرات مى توانند خود نقش ارسال كننده را برعهده بگيرند و پاس گل بدهند. سومين نكته مثبت نفوذ مدافعان اين است كه به آنها اجازه مى دهد تا به وقت ضد حملات حريف، نقش نخستين سپر دفاعى را ايفا كنند.
•••
آرسنال در طول ۹۰ دقيقه كمتر از نفوذ مردانش استفاده برد و در نتيجه در حملات بسيار كم قدرت نشان داد.