|
|
|
|
|
|
|
|
نصيحت براى بزرگان
|
|
اندر خدمت و خيانت مشتى تبصره
|
|
به اين دچار نشويم
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نصيحت براى بزرگان
فيروز كريمى را به ليگ برتر بازگردانيد
هفتمين همايش فوتبال و رسانه در هتل اوين سوژه اى را به صفحه ۱۰ ابرار ورزشى داد كه زودتر از اين قصد پرداختن به آن را داشتيم اما اين مجال پيش نيامده بود. به هر حال هفتمين همايش فوتبال و رسانه به بررسى بحث منشور اخلاقى پرداخت. منشورى كه اين روزها فوتبال ايران را تحت الشعاع خود قرار داده.
•••
بزرگترين ضربه منشور اخلاقى زمانى وارد شد كه فيروز كريمى از ممنوعيت فعاليت خود در ليگ برتر به دليل همين منشور سخن گفت. وقتى فيروز كريمى فاش كرد كه به دليل مصاحبه هاى طنز خود از سوى فدراسيون ممنوع الكار شده، نگاههاى منفى به طرح منشور اخلاقى چندين و چند برابر شد. فيروز كريمى محبوب مردم ايران است و مردم با طرحى كه فيروز را از كار كنار بگذارد، اصلاً ارتباط برقرار نمى كنند.
•••
متأسفانه در فوتبال ايران قدم اول هميشه كج گذاشته مى شود. قضيه منشور اخلاقى ۲ گام اول خود را چه با اصلاح ريش بازيكنان و چه با محروم كردن فيروز كريمى به خاطر مصاحبه هاى طنزش اشتباه برداشت. اگر دست اندركاران اين طرح، قصد برقرارى ارتباط مثبت با فوتبال را دارند بايد از محروم كردن فيروز كريمى دست بردارند. اجازه بدهيد احترام ها حفظ شوند. قبل از آنكه اقدامى انجام شود اول به فكر آينده باشيد. با بيرون نگه داشتن فيروز كريمى از ليگ برتر فوتبال ايران «اصلاح» نمى شود. با پخش نشدن تصوير ورزشگاههاى نيمه كاره از برنامه ،۹۰ فوتبال ايران اصلاح نمى شود. امثال فردوسى پور و فيروز كريمى را بايد دوست داشت چون ايرادهاى فوتبال را نشان مى دهند.ساكت كردن يا حل كردن صورت مسأله به قول مرحوم گل آقا كار درستى نيست. به فكر پاسخ دادن به سؤالات يا برطرف كردن مسائلى باشيم كه بايد برطرف شود.
•••
طرح منشور اخلاقى مى تواند نجات دهنده فوتبال رو به اضمحلال ايران باشد. بحث اما اينجاست كه ما نمى توانيم به طرحى اعتماد كنيم كه به قول فيروز كريمى « حرف حق» را بر نمى تابد. اگر منشور اخلاقى كمك مى كند تا بداخلاقى ها برطرف شوند، بايد از آن حمايت كرد. اگر منشور اخلاقى قرار است « صداخفه كن» باشد، به كار نمى آيد. انتخاب با دست اندركاران اين طرح است كه به ما نشان بدهند نجاتبخش هستند يا صدا خفه كن!
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اندر خدمت و خيانت مشتى تبصره
منشور اخلاقى و حكايت فوتبال ايران
|
|
|
مشنور اخلاقى، حالا حكايت شماره يك فوتبال ايران است. فوتبالى كه در روزگار حذف شدن از جام جهانى به يكباره سرش با منشور اخلاقى چنان گرم شد كه كسى از ديگرى نمى پرسد: راستى چه شد كه به جام جهانى رفتيم؟! منشور اخلاقى، حالا تبديل شده به توتم فدراسيون فوتبال. چيزى كه بايد به آن احترام گذاشت و سمتش نرفت و از آن بى چون و چرا اطاعت كرد كه اگر نكنى، تبعيد مى شوى به ليگ دسته اول.
•••
«آرمانشهر» يا «اتوپيا» آرزوى چند هزار ساله فيلسوفانى است كه دلشان لك زده براى جامعه اى كامل و بى نقص. «آرمانشهر» شايد هزار و يك تعريف داشته باشد اما در حقيقت تنها و تنها يك تعريف ساده براى آن متصور است. «جايى كه در آن همه چيز سر جاى خودش باشد» اين آرمانشهر رويايى هنوز خلق نشده، هنوز ابداع نشده. كسى چه مى داند؟ شايد در طول تاريخ چند هزار ساله بشر، روزگارى هم بوده كه همه چيز سرجاى خودش قرار داشته. امروز اما اينگونه نيست. اصولاً وقتى از خلق يك آرمانشهر سخن مى گوييم، بحث بر سر «ابداع لحظه اى» نيست. بحث بر سر دوام آن است. خردمندان، چشم انتظار آرمانشهرى نيستند كه فقط براى ثانيه اى و لحظه اى دوام بياورد. آنها به بقا فكر مى كنند. به اينكه در آرمانشهرى زندگى كنند كه در آن زيستن، داراى پرارزش ترين مفهوم خود باشد. اين جان كلام آرمانشهر رويايى است.
•••
فوتبال ايران هم اكنون در بحرانى ترين شرايط خود قرار دارد. بحث اصلاً بر سر حذف شدن از جام جهانى يا نتايج نامناسب تيم هاى باشگاهى ما در آسيا نيست. بحث بر سر چيز ديگرى است به نام «وداع با ارزش ها». امروزه فوتبال باشگاهى ايران در متن و بطن خود، خلق كننده كدام حركت اخلاقى است؟ كدام اتفاق اجتماعى، كدام رسالت بزرگ اخلاقى، كدام حركت زيباى انسان را در فوتبال باشگاهى ايران مشاهده كرده ايد؟ بياييد براى ساعتى با هم رو راست باشيم و نقاب ها را از چهره برداريم. فوتبال ايران مايه دستيابى به كدام سعادت بشرى است؟ كدام حركت انسانى در آن پايه گذارى شده؟ اخلاق در كجاى فوتبال بى اخلاق امروز ما به تبلور مى رسد؟ آيا مى توانيم از ياد ببريم يا انكار كننده اين واقعيت تلخ باشيم كه فوتبال ايران نه تنها هيچ شانسى براى رسيدن به آرمانشهر ندارد، بلكه اساساً خود فوتبال تبديل شده به نيمه تاريك آن. يعنى «ضد آرمانشهر». يكبار ديگر با هم مرور كنيم. فوتبال باشگاهى ايران «دولتى- صنعتى- خصوصى» است. خصوصى بودن آن هنوز در اقليت است و زور «دولتى- صنعتى» بر آن مى چربد. فوتبال باشگاهى ايران در اين كه امروز ديده مى شود، با كدام مشخصه هاى دولتى سازگارى دارد؟ آيا «ارزش ساز» است؟ آيا محل تبليغ ايدئولوژى دولتى است؟ آيا در ذات با دولت سياست هاى آن پيوند دارد؟ آيا فوتبال ايران به ارزش هاى دولتى كه بر سر سفره آن نشسته وفادار است؟ آيا حركت هايى كه در فوتبال باشگاهى دولتى صورت مى گيرد براى خود دولت قابل قبول است؟ برويم در بحث فوتبال صنعتى. فوتبال صنعتى با كدام مشخصه هاى يك صنعت همخوانى دارد؟ يادمان باشد كه از چه حرف مى زنيم. صنعت در ذات سودآور است و به دنبال سودآورى و فوتبال امروز ايران در هيچ شاخصه اى به سودآورى نمى رسد. در فوتبال ايران پول زياد از جيب دولت يا صنعت يا بخش خصوصى خارج مى شود اما خبرى از سودآورى نيست. براى اينكه اساس فوتبال ايران «سودآورى» تعريف نشده. فوتبالى كه در آن نه بليت فروشى مستقل داريم نه حق پخش در خدمت باشگاه اسپاسنرهاى خصوصى و نه تبليغات دور زمين كه در خدمت تيم ها باشد، چگونه و بر چه اساس مى تواند سودآور باشد؟ بياييد با هم رو راست باشيم. به مديران باشگاهى ايران چه اختياراتى مى دهيم كه از آنها طلب سودآورى مى كنيم؟
•••
ما با فوتبالى طرف هستيم كه عمده مخارج آن را دولت مى پردازد و اين پرداخت دولتى، مدتهاست كه از حد و حساب خارج شده. از منظر دولت، چوب خط فوتبال پر شده و حالا موقع حساب پس دادن آن است. اين حساب پس دادن فعلاً در قالب طرحى به نام «منشور اخلاقى» آغاز شده. هشدار و زنهار كه اگر اين طرح نباشد و به موفقيت نرسد، طرح ديگرى در كار نخواهد بود. در فوتبال را تخته مى كنند! دولت به عنوان كسى كه صورت حساب ها را مى پردازند اگر از سرمايه گذارى در ورزش به سود نمى رسد حداقل انتظار دارد كه در حفظ ظاهر و حفظ احترام دولتى، كوتاهى نشود. بحث بر سر سالم سازى نيست. بحث بر سر پنهان سازى هم نيست. بحث بر سر يك چيز ساده است. دولتى كه ساليانه ۲۰۰ ميليارد تومان براى فوتبال هزينه مى كند، امروز حداقل انتظارش اين است كه فوتبال، شهروند سپاسگويى باشد، شاكر و مهربان و بااخلاق. بحث بر سر فوتبال سالم نيست. بحث بر سر ناسالمى است. دولت نيامده كه منجى فوتبال باشد. دولت نمى خواهد فوتبال سياه ايران تبديل شود به فوتبالى سپيد و صددرصد سالم و پاك و پاكيزه. دولت رويايى فكر نمى كند، دولت اما قصد دارد فوتبال ايران حداقل «خاكسترى روشن» شود. حداقل از سياهى ميل پيدا كند به سپيدى. دولت مى كوشد تا فوتبالى كه سالانه ۲۰۰ ميليون تومان برايش خرج دارد را بياورد داخل خط اعتدال. نگاه نكنيم به ريش و سيبيل. بحث بر سر اين چيزها نيست. بحث بر سر پايبند بودن به حداقل هاست.
•••
فوتبال آرمانشهرى نمى خواهيم. فوتبال بسيار پاك و منزه و انسان ساز نمى خواهيم. فوتبال به مثابه يك مكتب اخلاقى كه كارش توليد انسان هاى وارسته و معتكف به نفس باشد، نمى خواهيم. ما فوتبال را همانطور مى خواهيم كه بايد باشد. از ديدگاه اخلاقى، تشويق كننده جوان ها به ميل پيدا كردن به سمت ورزش از ديدگاه اقتصادى، يك صنعت رو به جلو كه اگر هم فعلاً نمى تواند به سودآورى برسد در زيان دادن نيز پيشقدم نباشد بلكه حداقل در اين قضيه به حداقل برسد. از ديدگاه دولتى، كنترل كننده هيجانات ملى و تقويت كننده احساس اعتماد به نفس در شهروندان. «منشور اخلاقى» در اين راه تنها «انتخاب» ماست. اگر با آن كنار نياييم، در فوتبال تخته مى شود. اين حقيقت تلخى است كه دست من و شما نيست.
•••
دو انتخاب داريم. با «منشور اخلاقى» متحد باشيم و بكوشيم تا از آن به عنوان يك اسلحه يا يك اهرم براى تكان دادن فوتبال ايران استفاده كنيم و يا اينكه با آن مقابله كنيم و آخرين شانس براى داشتن فوتبالى سالم را از دست ندهيم.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
به اين دچار نشويم
«ديكتاتورى منشور اخلاقى»
بزرگترين انتقادى كه به طرح منشور اخلاقى وارد مى شود چيزى است كه از آن بيشترين هراس را داريم. اينكه منشور اخلاقى تبديل نشود به ابزارى براى ورود بحث خودى و غيرخودى به فوتبال. قرار بر اين نباشد كه منشور اخلاقى براى فوتبال ايران تصميم بگيرد كه كدام شهروند فوتبال درجه اول است و كدام شهروند فوتبال درجه دوم. بزرگترين چيزى كه در ذهن مخالفان اين تصميم قرار دارد، بحث ديكتاتورى منشور اخلاقى است كه اصلاً و ابداً قابل پذيرش نيست. اينكه با منشورى طرف شويم كه بخواهد به افراد حمله كند، آبروها را از فوتبال كنار بزند و به چيزى تبديل شود كه آخرين مشروعيت باقيمانده را از اين فوتبال بگيرد. اگر قرار بر استفاده ابزارى از منشور اخلاقى باشد ما نيستيم.
•••
برويم سراغ نقد منتقدان فدراسيون فوتبال بايد بپذيرد كه از زمان بسته شدن نطفه طرح منشور اخلاقى تا به امروز نتوانسته براى آن بسترسازى فرهنگى مناسبى انجام دهد. از روز اولى كه طرح منشور اخلاقى شكل گرفت، رسانه ها عليه آن جبهه گرفتند. اين جبهه گرفتن از آن جهت نيست كه كسى با سالم سازى فوتبال مشكلى داشته باشد. بحث اما بر سر چيز ديگرى است كه اسمش بحث ورود به حريم شخصى افراد است. ما منشور را با حمله كردن به ريش و سيبيل بازيكنان فوتبال شناختيم و اين اصلاً شروع خوبى نبود براى آشنايى با اين پديده. ما حتى با اين قضيه هم شايد مى توانستيم كنار بياييم به شرط آنكه بحث يك بام و ۲ هوايى ريش على دايى و سياوش اكبرپور پيش نمى آمد. ما با منشورى مواجه شديم كه نه تنها قصد ورود به حوزه شخصى شهروندان جامعه فوتبال را داشت بلكه اساساً و عميقاً بين شهروندان تبعيض قائل مى شود. منشورى كه از روز اول به ما شناخته شد منشورى بود كه على دايى را شهروند درجه اول و سياوش اكبرپور را شهروند درجه دوم مى شناخت آن هم به دليل يك پديده واحد. اينكه هردو از ريشى يك شكل استفاده مى كردند! آشنايى ما با منشور اخلاقى خوب نبود ،ما به منشور اخلاقى به چشم يك غريبه غيرقابل اعتماد نگاه مى كرديم نه يك دوست خوب و اين نگاه در اذهان ما باقى ماند.
•••
دومين آَشنايى ما با منشور اخلاقى وقتى بود كه بحث بر سر محروميت بازيكنان و مربيان مختلف بالا گرفت. وقتى نيكبخت يا شيث از حضور در ليگ برتر محروم شدند يا مربيان مختلف بى آنكه اسمى از آنها برده شود، از حضور در ليگ برتر محروم شدند، ترسيديم. دوباره تفكر ترسناك حمله به حريم شخصى افراد آغاز شد. اشتباه اين بار مسئولان اين طرح در اين بود كه تعدادى از مربيان را بدون اعلام رسمى نام و بدون اعلام رسمى جرم محروم كردند تا پشت سر هركسى كه در فوتبال ايران خانه نشين است شايعه اى به وجود بيايد. اسم هاى كوچك شده اى مثل «ف.كاف» باعث شد تا اعتمادها از فوتبال رخت بر بندد در حالى كه مطبوعات مشغول انتقاد از نحوه اطلاع رسانى در اين مورد بودند، اكبر ميثاقيان اولين قربانى اين طرح لقب گرفت. ميثاقيان در حالى كه مشغول عقد قرارداد با مقاومت سپاسى بود، يك دفعه از ميز مذاكره كنار گذاشته شد. در حالى كه شايعه ممنوع الكار بودن او در جامعه فوتبال دهان به دهان مى چرخيد، ميثاقيان به فدراسيون فوتبال احضار شد و بعد از مدتى با امضاى تعهدنامه اى در ليست سپيد قرار گرفت! در حقيقت فدراسيون فوتبال كارى را كه مى توانست در طول ۲ يا ۳ ماه تعطيلى فوتبال انجام دهد هنگامى انجام داد كه به فرصت شغلى پيش آمده براى او آسيب رساند. اين چيزى است كه ما را از منشور اخلاقى مى ترساند!
•••
كسى با منشور اخلاقى مشكل شخصى ندارد. اگر انتقادى از منشور اخلاقى مى شود فقط به اين خاطر است كه نمى خواهيم فوتبال ايران به ديكتاتورى منشور اخلاقى دچار شود كه در آن فرصت هاى شغلى و مالى از افراد گرفته شود. ما همه در فوتبال ايران زندگى مى كنيم و همه از اين فوتبال ارتزاق مى كنيم و همه در اين فوتبال نفس مى كشيم. ديكتاتورى منشور اخلاقى حتى اگر فقط دودش به چشم اكبر ميثاقيان يا فيروز كريمى يا ... برود براى همه اين فوتبال خفقان آور است.
•••
باز هم مى گويم ما با منشور بد آَشنا شديم. به قول آن گانگستر قديمى در آن فيلم اكشن درجه دوى خارجى « ما با منشور در زمانى نامناسب و در مكانى نامناسب آشنا شديم.» كسى با تلاش فدراسيون براى بهبود شرايط فوتبال مشكلى كه ندارد هيچ، همه هم تحسين كننده مسئولان آن خواهند بود اما نه وقتى كه گره اى كه مى شد با دست بازش كرد را با دندان باز مى كنند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«حسين عبدى» در پرسپوليس؟
چهارشنبه در ابرار ورزشى به سؤالى پرداختيم كه پاسخ آن پنجشنبه معلوم شد. چهارشنبه در پرونده صفحه ۱۰ ابرار ورزشى به اين سؤال رسيديم كه چه كسى قرار است دستيار اول پرسپوليس باشد. در آن مطلب شرايط پرسپوليس را بررسى كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه پيدا كردن كسى كه بتواند روى نيمكت پرسپوليس به عنوان دستيار اول بنشيند، كار بسيار سختى است چرا كه گزينه هاى مختلف، يا سوخته شده اند يا قرارداد دارند و يا با انصارى فرد كار نمى كنند. سؤال روز چهارشنبه ابرار ورزشى اين بود كه قرار است چه كسى روى نيمكت پرسپوليس بنشيند.
•••
جواب اين سؤال پنجشنبه شب در باشگاه پرسپوليس داده شد. حسين عبدى كاپيتان اسبق پرسپوليس كه در سال هاى اخير بيشتر خارج از ايران به كار پرداخته بود، گزينه اى است كه از باشگاه پرسپوليس پيشنهاد دارد. عبدى پنجشنبه شب وارد باشگاه پرسپوليس شد و خيلى زود با اين تيم به توافق رسيد. هر چند هنوز هيچ قراردادى بين طرفين امضا نشده اما به نظر مى رسد كه طرفين قصد همكارى دارند.
•••
حسين عبدى به دليل سابقه كار در داماش، وضعيت فوتبال ايران را خوب مى شناسد و مى داند كه شرايط كار در ليگ بى برنامه ايران چقدر دشوار است. اوضاع پرسپوليس مخصوصاً اين روزها دشوارتر از قبل است. بدون ترديد عبدى امسال در تيمى كار خواهد كرد كه با حواشى و همچنين رقابت هاى فراوان مواجه خواهد شد. جنس اين حاشيه ها از جنس حاشيه هاى داماش متفاوت است.
•••
اينكه انصارى فرد به كار با حسين عبدى روى آورده عجيب نيست. عبدى و عبدى ها لياقت نشستن روى نيمكت پرسپوليس را دارند. بحث بر سر اين است كه انصارى فرد چگونه روى آورد به كسى كه در اردوگاه امير عابدينى حضور داشت. آيا اين به غير از همان «سرمايه سوزى» و نبود جانشين است كه چهارشنبه از آن سخن گفتيم؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مايلى كهن ۲۰ امتياز منفى ديگر بگيرد محروم مى شود
|
|
بزرگترين ايرادى كه به منشور اخلاقى وارد مى شود اين است كه فقط گردن غيرخودى ها را مى گيرد كه در مورد قضيه على دايى و سياوش اكبرپور به اندازه كافى به آن پرداختيم. پنجشنبه اما يكى از مسئولان طرح منشور اخلاقى با رد قاطع اين قضيه تأكيد كرد كه مقررات منشور شامل حال همه مى شود و هيچكس مقابل آن مصونيت ندارد. اين مقام مسئول تأكيد كرد كه محمد مايلى كهن سرمربى سايپا هم اكنون ۱۳۰ امتياز منفى دارد و اگر ۲۰ امتياز ديگر كسب كند نمى تواند در ليگ برتر مربيگرى كند. درحقيقت مايلى كهن با اولين مصاحبه داغ يا بيانيه جديد خود، ۲۰ امتياز منفى را خواهد گرفت و از مربيگرى در ليگ برتر محروم خواهد شد.با اعلام اين قضيه مى توانيم اندكى به منشور خوشبينانه تر نگاه كنيم. حداقل اين منشور براى همه اجرا مى شود. منتظريم تا ببينيم محمد مايلى كهن نسبت به اين خبر چه واكنشى نشان مى دهد.
|
|
|
آقاى واعظى آشتيانى! كل ورزش جزيره اى اداره مى شود
|
|
«واعظى آشتيانى» مديرعامل باشگاه استقلال در مصاحبه اى اعلام كرده كه فدراسيون فوتبال جزيره اى اداره مى شود. وقتى اين حرف ها را از زبان مديرعامل استقلال شنيديم با او هم عقيده شديم اما براى تنوير افكار عمومى مى بايست به اين نكته اشاره كرد كه نه فقط فدراسيون فوتبال، بلكه كل پيكره ورزش ما اينگونه اداره مى شود. نتيجه همين جزيره اى اداره شدن آن مى شود كه تيم ملى فوتبال ما از راهيابى به جام جهانى باز مى ماند، نمايندگان ما كه استقلال هم يكى از آنهاست از ليگ قهرمانان كنار مى روند و در ساير رشته ها از جمله كشتى نيز چنگى به دل نمى زنيم و شكست ها پشت سر هم مى آيد؛ اما نكته اينجاست كه مديران استقلال و پرسپوليس نيز حكم خود را از همين سيستم اجرايى كه فدراسيون فوتبال و سازمان تربيت بدنى اش جزيره اى اداره مى شود دريافت مى كنند.
|
|
|
نكات مثبتى كه ناديده مانده است
•احمد مالك
|
|
منشور اخلاقى فى نفسه قابل احترام است و ما هم در باشگاه استقلال- و دوستان در باشگاه هاى ديگر- موظف به اجراى آن هستيم. براى اجراى كردن اين طرح نزد بازيكنان و مربيان نياز به زمان داريم. بدون زمان و برنامه نمى توان روى اين نفرات تأثير مثبت گذاشت. در حقيقت ما با تيمى طرفيم كه بازيكنان آن مدام تغيير مى كنند و اين تغيير كار ما را براى آَشنا كردن آنها با منشور فرهنگى دشوار مى سازد. ما با بازيكنان جديدى طرفيم كه نمى دانيم آيا اين نفرات با منشور آشنا شده اند يا خير.
•••
فوتبال خودش يك بحث فرهنگى است. كدام ارگان فرهنگى در اين كشور توانسته به اندازه فوتبال به جوان ها كمك كند؟ بودجه هاى كلان فرهنگى در اختيار نهادهاى ديگر است و كار فرهنگى دست ماست. ما بايد دست تمام مقام هاى مسئول و دست اندركاران ورزش كشور را فشار دهيم چون آنها از امثال من در جذب جوان ها موفق تر هستند. سختگيرى كليد جذب نيست. پيغمبر اكرم(ص) مى فرمايند: « خداوند به باطن بنده نگاه مى كند نه به ظاهر آن» ما بايد به باطن آنها توجه كنيم نه به ظاهر. آقاى واعظى آشتيانى مديرعامل باشگاه استقلال حرف خوبى زد. اينكه اين مشكل به تمام نهادهاى فرهنگى مربوط است نه فقط به يكى. ما در باشگاه استقلال تمام برنامه هاى فرهنگى خود را تحويل مديرعامل داده ايم و با تأييد ايشان امسال در اين قضيه پيشتاز تيم هاى ديگر خواهيم بود. بخشى از اين برنامه شامل راه اندازى مركز مشاوره جهت تبادل نظر و حل مشكلات روحى و عاطفى و اجتماعى ورزشكاران مى شود.بخش ديگر كار ما شناسايى و تجليل از برترين هاى اخلاقى به شكل مستمر است كه مى تواند تشويق كننده باشد.برنامه هاى ديگرى هم داريم كه به زودى مطرح مى كنيم. كلاس هاى آموزشى جذابى داريم كه مى تواند به بازيكنان ما كمك كند.
•••
نكات مثبت طرح منشور اخلاقى بسيار بيشتر از نكات منفى آن است اما اين نكات منفى فعلاً برجسته شده اند. كاش مى شد با پرهيز از بعضى سختگيرى ها روى نكات مثبت اين طرح مانور بيشترى داده مى شد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|