نسخه
PDF
شماره ۴۵۹۴ - ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ - - ۲ فوريه ۲۰۱۰ 
صفحه ۸
فهرست صفحه ها
صفحه ۱
صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۴
صفحه ۵
صفحه ۶
صفحه ۷
صفحه ۸
صفحه ۹
صفحه ۱۰
صفحه ۱۱
صفحه ۱۲
به بهانه فيلم جديد كانتونا
نگاهى به عملكرد رسانه هاى اسپانيايى
درمورد بكهام همه چيز را گفته ام
به بهانه فيلم جديد كانتونا
«اريك» تو هنوز هم اسطوره اى
107385.jpg
از ورود پرسروصدايش به اولدترافورد در نوامبر ۱۹۹۲ تا تصميم زودهنگامش براى خداحافظى در مى ۱۹۹۷ در حالى كه ۳۱ سال داشت، تنها ۵ سال طول كشيد اما همين مدت كم از او اسطوره اى ساخت كه شياطين سرخ هرگز آن را فراموش نخواهند كرد. اريك كانتونا عنصر زندگى بخش منچستر يونايتد بود و اين تيم را به يكباره به يكه تاز ليگ برتر تبديل كرد.بازنشستگى غافلگير كننده او به امثال ديويد بكهام، پل اسكولز و رايان گيگز اجازه داد پا به تركيب اصلى بگذارند و زمينه رشد آنها فراهم شود.روز دوشنبه، پانزدهمين سالگرد درخشش ستاره فرانسوى است. درست ۴ روز بعد از قهرمانى يونايتد در فصل ۹۵-۱۹۹۴ پس از پيروزى يك بر صفر تيم مقابل بلكبرن كانتونا به سلهرست پارك سفر كرد تا مقابل كريستال پالاس بازى كند و همان موقع جريان رفتار خشونت آميز او مقابل هواداران به وجود آمد.آلن ويكلى داور بازى او را اخراج كرد زيرا به ريچارد شاو مدافع پالاس لگد زده بود عصبانت از رفتار طرفين و شعارهاى توهين آميز هواداران باعث شد دست به رفتار حيرت انگيزى بزند و در برنامه تلويزيونى آن شب بعد از مسابقه رو به دوربين هواداران پالاس را «دسته اى احمق حال به هم زن خواند.»به هرحال آن روزها گذشته و كانتونا اكنون به عالم سينما روى آورده است پس از نمايش فيلم در جستجوى اريك در جشنواره كن، او اوايل اين هفته فيلم ديگرى به نام روبه بهشت، به كارگردانى همسرش رشيلا بركنى روانه سينماها كرد. او در اين فيلم نقش مردى را ايفا مى كند كه پس از فرو ريختن يك ساختمان بلند زير آوار گير كرده زندانى شده است.اين فيلم به تاثير كانتونا به فوتبال جزيره تقديم شده است به خاطر درخشش ۵ سال و نيم او در زمين هاى چمن ارزش جديدى ببخشد. شايد اين فيلم بتواند خاطره خشونت هاى او را طى همان دوران از اذهان مردم پاك كند. خاطره كتك زدن هواداران، مشتى كه حواله قربانى ديگرى كرد و دعواهاى لفظى او هنوز هم جزو خشونت بارترين اتفاقات فوتبال انگلستان به حساب مى آيد.پس از محدوديت ۹ ماهه اى كه براى رفتارش به او حكم شد سرالكس فرگوسن هم تصميم گرفت اقدامى جدى براى رهايى از نام ستاره اش از بند بدنامى بينديشد و پس از آنكه ديد اوضاع به اين راحتى درست نمى شود اينگونه در رسانه ها موضع خود را اعلام كرد:«شايد مى بايست بگذاريم اريك برود. احساس مى كنم وقتش رسيده كه از نام منچستر يونايتد دفاع كنيم و نگذاريم اين اعمال به حساب و نام سايرين تمام شود. هر چه باشد باشگاه مهم تر از يك فرد است.»طولى نكشيد كه موضع فرگى عوض شد. سرريچارد گرنيبرى رئيس وقت شركت اسپانسر يونايتد به او فهماند كه باشگاه بدون ستاره فرانسوى ارزش چندانى ندارد و صدها هزار نفر در هر مسابقه به اميد ديدن بازى كانتونا بازى را تماشا مى كنند بنابراين بهترين كار اين است كه از بازيكن خود حمايت كند. هواداران شياطين سرخ هم از او پشتيبانى كردند چرا كه پس از ۲۶ سال تيم را به قهرمانى رسانده بود و براى يك هوادار هيچ چيز مهمتر از قهرمانى تيمش نيست و اگر عامل قهرمانى هيتلر هم باشد برايشان مهم نيست.به همين دليل وقتى دادگاه تجديدنظر قرار بود حكم خود را اعلام كند گروهى از هواداران پشت درهاى دادگاه جمع شده بودند.در آن دوشنبه سيموند، هوادار مجروح شده كه با كت چرمى در دادگاه ظاهر شده بود تا عليه فرانسوى شهادت بدهد و شاكى قضايا بود سلهدرست هم شاهد بعدى بود در نهايت او را به دليل بكار بردن الفباى تهديدآميز به ۷ روز زندان محكوم كرد. پس از آن رسانه ها بودند كه به شدت با او برخورد كردند چرا كه كانتونا با خبرنگاران طورى رفتار كرد كه همه روزه در بازى ها با مدافعان حريف برخورد مى كرد.پس از آنكه راى دادگاه از زندان به انجام خدمات اجتماعى تغيير كرد. او ناگزير شد به كودكان مدرسه اى منچستر فوتبال بياموزد.كانتونا همان موقع ها تصميم گرفت شياطين سرخ را رها كند و اين تصميم او فرگوسن را مجبور كرد سرتاسر پاريس را با موتور سيكلت بگردد تا بتواند او را پيدا كرده و از پيوستن به اينتر منصرف كند.تاريخ بازگشت كانتونا به اولدترافورد، يك اكتبر ۱۹۹۵ تعيين شد و آن روز منچستر يونايتد مقابل ليورپول قرار مى گرفت.يك سال بعد او۵ قهرمانى در ۶ سال حضور فوتبال انگلستان به دست آورده بود و گرچه در رقابت هاى اروپايى هنوز موفقيتى نيافته بوداما تصميم داشت تجربيات ديگرى در زندگى اش كسب كند و همين باعث شد كه ازعشق و سرسپردگى اش به فوتبال دست بكشد. او بعدها گفت، رشد او به عنوان كاراكتر تجارى و تبليغاتى در يونايتد تا يك اسطوره برايش درد آور و غير قابل تحمل شده بود و همين او را به اتخاذ تصميم نهايى اش ترغيب كرد.به هرحال كانتونا در هيچ يك از زمينه هاى غير فوتبالى اش ندرخشيد و صاحب شهرت نشد در حقيقت شهرت او همه جا به خاطر درخشش هايش در منچستر يونايتد بود نه در زمين گلف، نه در رستوران دارى و نه در فعاليت هاى رسانه اى هيچ كدام به خاطر استعدادهايش به موفقيت نرسيد و اين نامش اريك كانتونا بود كه برايش هوادار مشترى و بيننده مى آورد. داستان سينما گرى اش هم به همين گونه است اگر مردم اصرار دارند فيلمى كه اريك در آن بازى كرده است را ببينند به اين خاطر است كه تلاش مى كنند گوشه اى از درخشش اسطوره دهه ۹۰ كه قلبشان را از هيجان تسيخر كرده بود را ببينند. او اين روزها دركنار هنرپيشگى فوتبال ساحلى نيز بازى مى كند و دسته ديگرى از هوادارانش را به ساحل درياها مى كشاند.در فيلم در جستجوى اريك، كن لوچ به همگان حال و هواى هوادارانى را نشان داد كه هنوز هم به دوران اوج منچستر يونايتد با كانتونا فكر مى كنند و هنوز هم فرانسوى را« ليدر تيم فوتبالشان» مى دانند.اين روزها كه روياى شياطين سرخ و هوادارانش به خاطر اشتباهات خانواده گليزر به كابوس بدل شده است، فكر كردن به كانتونا و روزهاى با شكوهش مايه تسلى خاطر است.
بتگا و ترس يوونتوس از پيروزى
روبرتو بتگا، يكى از رؤساى يوونتوس در صحبت هايى اعلام كرد كه تيمش بسيار بدشانس بوده كه نتوانسته به ۳ امتياز ديدار خود مقابل لاتزيو دست يابد. بتگا در صحبت هايى اعلام كرده كه به نظر مى رسد كه بيانكونرى از پيروزى مى ترسد و با وجودى كه نهايت تلاشش را براى حضور در جايگاه هاى مهم و بالا به كار مى گيرد اما در آخرين لحظه از موفقيت ناكام مى ماند. او در گفت وگو با وب سايت رسمى يوونتوس گفت: زمانى كه ما با گل الساندرو دل پيرو پيش افتاديم، حواسمان اندكى پرت شد و حريف از اين نكته بيشترين بهره را برد. تيم ما با كسب همين نتيجه تساوى هم توانست جايگاهش را در جدول رقابت ها بهبود بخشد آن هم تنها با يك امتياز. شرايط براى ما چندان مطلوب نبود چرا كه لاتزيو تنها ۲ شوت به دروازه ما داشت كه اين يعنى در هر نيمه يك بار به دروازه ما رسيدند اما با اين وجود تلاش خود را به كار گرفتند تا مقابل ما به نتيجه مطلوبشان دست يافتند. به نظر مى رسد كه تيم ما از پيروزى مى هراسد حتى اگر در جايگاه مناسبى قرار داشته باشيم.»
گوتى و جنگ با خبرنگاران اسپانيا
بازيكن پرحاشيه تيم رئال مادريد تنها شانس خود براى دوباره مطرح شدن در روزنامه ها را از دست داد. خوزه ماريا گوتيرس، كاپيتان سوم رئال مادريد اسپانيا در فرصت كوتاه پيش آمده پس از تمرين روز گذشته تيمش در زمين اختصاصى تمرين رئال مادريد(والدبباس) در واكنش به سئوال يكى ازخبرنگاران در مورد خالكوبى روى دست خود گفت: تنها خبرنگاران بيكار به حاشيه بازيكنان مى پردازند و اگر سرتان شلوغ باشد ديگر مزاحم ما
نمى شويد. وى افزود: وقتى يك خبرنگار ورزشى از خالكوبى روى دست من مى پرسد معنى آن اين است كه تيتر خوبى براى مطلب امروزش ندارد و نمى داند كه چه بايد بنويسد. از خبرنگارانى كه ضعف خود را با پرداختن به حاشيه بازيكنان جبران مى كنند متنفرم. گوتى كه با صداى بلند خطاب به خبرنگاران به توهين خود ادامه مى داد افزود: پس از ماه ها دورى از ميادين فوتبال در ريازورطلسم شده درخشيده ام. هيچ خبرنگارى در اين مورد از من نمى  پرسد و تنها خالكوبى يا به گفته شما مشكلات اخلاقى من بايد تيتر روزنامه هاى شما شود.
نگاهى به عملكرد رسانه هاى اسپانيايى
آينه مقابل آينه
107418.jpg
بسيارى از شاهكارهاى عالم هنر بيش از يك تعريف و معنا را در خود جاى داده اند. اين چندگانگى در نقاشى ها بيش از ساير آثار هنرى ديده مى شود. بيننده در نظر اول يك دريافت از تابلو به نمايش درآمده دارد و با نگاهى عميق و كارشناسانه جنبه هاى معنايى ديگرى را درمى يابد. در نخستين نگاه به هر اثر، مفهوم عاميانه و عمومى يك اثر ديده مى شود اما هميشه معناى ديگرى در آن نهفته است. در نخستين نگاه به رسانه هاى اسپانيايى نيز انسان وارد چالش دريافت مفاهيم اصلى روزنامه ها و اخبار مى شود. روزنامه  ماركا مى نويسد قرار است ديويد بكهام به رئال مادريد بپيوندد و درست روز بعد از آن روزنامه اسپورت ادعا مى كند بارسلونا با رونالدينيو قرارداد بسته است. تيتر اصلى ماركا اين است كه پپ گوارديولا قرار است به منچستريونايتد بپيوندد در حالى كه اسپورت خاطرنشان مى كند روبينيو به بارسا خواهد پيوست. در چشم يك بيننده يا خواننده غيرحرفه اى اين ۲ روزنامه، شايد اين نوشته ها تنها تلاشى باشد براى بالابردن تيراژ و فروش اما اگر عميق تر به قضايا بپردازد خواهد ديد كه اين ۲ روزنامه سعى دارند ديگرى را خنثى كنند درست مانند رقابتى كه ميان رئال مادريد و بارسلونا وجود دارد. كافى است سطح ظاهرى قضايا را با ناخن بتراشد و به واقعيت موجود در روزنامه ها پى ببرد. اگر هوادار فوتبال اسپانيا هستيد يا به اخبار آن علاقه داشته باشيد حتى تاكنون فهميده ايد كه در لاليگا همانقدر كه وقايع داخل زمين چمن اهميت دارد مسائل خارج از آن نيز مانند موضوعات سياسى از حساسيت برخوردار است و در اين ميان رسانه ها از پوشش دادن به هر ۲ جنبه اين ورزش آن هم با طول و تفاصيل بسيار لذت مى برند. شايد از نظر اخلاقى كار درستى نباشد اما جنبه سرگرم  كنندگى اش بر همه چيز مى چربد و از آنجايى كه مخاطب هم آن را مى طلبد پس هيچ كس دچار عذاب وجدان نمى شود. به عنوان مثال همين ماركا يك رسانه ورزشى بين  المللى و پرتيراژترين روزنامه اسپانياست كه بخش اعظم آن را هم مسائل فوتبالى تشكيل مى دهد. آنهايى كه در علوم رسانه اى يا ارتباطات درس خوانده اند از رسانه  به عنوان ابزارى بى طرف براى مخابره اتفاقات جهان صحبت مى كنند در حالى كه همگان ماركا را روزنامه هوادار رئال مادريد مى شناسند. از طرف ديگر فاكتورهاى يك رسانه، توانايى آن در بهتركردن روابط انسانى و تغيير آن از بد به خوب است اما شايد بد نباشد اگر همين اصحاب رسانه مذكور تنها نگاهى به اين روزنامه بيندازند تا بفهمند كه اين رسانه با زندگى مردم چه مى كند يا چه مى تواند بكند. طى ساليان دراز ماركا به رسانه انحصارى رئال مادريد تبديل شده است. با وجود اينكه اين موضوع به صورت رسمى بيان نشده اما از سال ۱۹۳۸ كه اين روزنامه براى اولين بار در سن سباستيان باسكت منتشر شد و سپس به پايتخت نقل مكان كرد تاكنون تمام اخبارش را حول محور رئال مادريد و به نفع آن مى نويسد. آنها هيچ  بيانيه اى براى اعلام هوادارى خود از قوى هاى سپيد منتشر نكرده اند اما به صورت غيررسمى ابزار رسانه اى برنابئو در رقابت هاى خبرى آنها به شمار مى روند. همه مى دانند كه ماركا تمام اخبار باشگاه را از جزئى ترين تا كلى ترين موضوعات در اختيار دارد. آنها مى دانند كه رائول براى صبحانه چه مى خورد يا كدام كهكشانى  مايل است تيم را در نقل و انتقالات ژانويه يا تابستان ترك كند. هرچه كه اين روزنامه در مقالاتش مى نويسد از نظر خوانندگانش حقيقت محض است و گرچه نيمى از گزارش هاى آنها تنها شايعات منتشر شده اما خوانندگان با جان و دل قبول مى كنند. ماركا سال ۲۰۰۸ نارضايتى خود را از حضور رامون كالدرون به عنوان رئيس رئال مادريد اعلام كرد و هم او بود كه خبر تقلب وى را براى اولين بار چاپ كرد. آنها بودند كه صريحاً بازگشت فلورنتينو پرز را خواستار شدند و اين گونه ذهن مردم را نسبت به مردى كه پروژه كهكشانى ها را شروع كرد و در آن شكست خورد مثبت كردند. يكى ديگر از اعمال ماركا احساساتى كردن هواداران رئال مادريد است. وقتى لوئيز فيگو با پيراهن سفيد معروف رئال به نوكمپ پا گذاشت، آنها عكسى از او با چنين تيترى را منتشر كردند: «فيگو، مردى كه نوكمپ را زير و رو مى كند.» ۳ سال قبل از آن وقتى لوئيز انريكه برنابئو را به مقصد بارسلونا ترك كرد ماركا او را خائن ناميد و يكى از مقاله نويس ها هم او را يهودا خواند. برادر ماركا، روزنامه AS است، يك روزنامه ورزشى هوادار مادريد ديگر آنها نسخه كم سروصداتر ماركا هستند اما وقتى كار به دفاع از افتخارات قوهاى سپيد مى رسد آتشفشان از همه تندتر است. بارسلونا هم در كاتالونيا ابزار پروپوگانداى خاص خود را دارند كه مهمترينشان روزنامه هاى اسپورت و ال موندو دپورتيوو است. هيچ كدام از اين ،۲ رسانه هاى ملى نيستند و وسعت انتشار آنها به كاتالونيا و اهالى آن محدود مى شود اما از لحاظ محتوا هيچ از ماركا كم ندارد. آنها هم تمام تمركزشان را روى تيم خودشان مى گذراند و به فكر منافع بارسلونا در همه جوانب هستند به طورى كه گاهى آدم شك مى كند وظيفه آنها اطلاع رسانى است يا خدمت به نوكمپ؟!
آنهايى كه فوتبال اسپانيا را در خارج از كشور دنبال مى كنند براين باورند كه به رقابت بارسلونا و رئال مادريد و ساير تيم ها خلاصه مى شود. اين دستاورد رسانه ها براى خارجى هاست. مادريد و بارسا پربيننده ترين ها هستند و روزنامه هاى هوادارشان هم پرخواننده ترين ها و ساير باشگاه ها خصوصاً آنهايى كه جزو ۶ تيم اول جدول هستند تنها در صورت بازى داشتن با يكى از اين ۲ تيم مورد توجه قرار مى گيرند. هريك از اين ۲ طرف از لحاظ منطقه اى غنى هستند. رسانه ها به خوبى از آنها حمايت كرده و پوشش هاى خبرى فوق العاده اى منتشر مى كنند اما تيم ملى اسپانيا از چنين نعمتى برخوردار نيست و هيچ كدام از اين روزنامه ها هم تمركز خوبى بر مسائل ملى ندارند. با همه اين تفاسير بازهم نمى توان گفت رسانه هاى فوتبالى اسپانيا منحصر به بارسلونا و رئال مادريد مى شود. ال پايس يك روزنامه ملى ورزشى است كه اصول ژورناليستى را بيش از روزنامه هاى ياد شده رعايت مى كند. برنامه ورزشى هم به نام ال ديا دسپوز با اجراى مايكل رابينسون اجرا مى شود كه به معناى روز بعد است. هر دوشنبه اين برنامه در يك كانال دولتى پخش مى  شود و به تمام مقوله  ها و باشگاه ها مى پردازد و اتفاقاً بيننده هاى زيادى هم دارد. در اين برنامه هواداران از خاطره هاى فوتبالى خود حرف مى زنند كه هيچ افراط و تفريطى در آن نيست. با اين حال ذات روزنامه نگارى ورزشى اسپانيا بر هوادارى از يك غول بزرگ استواراست و چيزى نمى تواند آن را عوض كند.
درمورد بكهام همه چيز را گفته ام
كاپلو: رونى همان بازيكنى شده كه مى خواستم
107427.jpg
وعده هاى اخير فابيوكاپلو مبنى بر ماندن در جزيره و ادامه همكارى با اتحاديه فوتبال انگلستان بهانه خوبى براى خبرنگار ديلى ميلى بود تا با سرمربى سرشناس تيم ملى انگلستان هم صحبت شود. كاپلو در اين گفت وگو در خصوص مسائل مختلفى صحبت كرده است. در ادامه گزيده اى از اين گفت وگو را خواهيد خواند:
تا ۲۰۱۲ در جزيره
اميدوارم تا سال ۲۰۱۲ در لندن باشم البته اين بستگى به تصميم مسئولان فوتبال انگلستان و نتايجى كه كسب مى كند دارد. من شغلم را دوست دارم و از اينكه روى نيمكت تيم ملى انگلستان مى نشينم خوشحالم و اميدوارم پس از جام جهانى ۲۰۱۰ به كارم در جزيره ادامه دهم. سطح فوتبال در جزيره بسيار بالاست و من از كار كردن با فوتباليست هاى انگليسى لذت مى برم.
يكى از دلايلى كه مرا براى ماندن در جزيره ترغيب مى كند شرايط مطلوبى است كه اينجا براى من و همكارانم فراهم شده است. به عنوان سرمربى تيم ملى انگلستان احساس بسيار خوبى دارم. در اينجا همه با من همكارى مى كنند و همين مساله باعث شده كه رابطه بسيار خوبى بين من و بازيكنان، مربيان و مسئولان اتحاديه فوتبال انگلستان به وجود آيد.
در كل همه چيز در لندن برايم خوشايند و رضايت بخش است و احساس رضايت در كار برايم بسيار مهم و حائز اهميت است. من و همسرم از زندگى در لندن لذت مى بريم و اميدوارم به كارم در جزيره ادامه دهم و در جام ملت هاى اروپا نيز سرمربى انگلستان باشم.
رونى متحول شده است
رونى هميشه به عنوان يك فوتباليست خوب و قابل، مورد تاييد من بوده و هست وقتى او را به تيم ملى انگلستان دعوت كردم معتقد بودم كه بايد تغييراتى در سبك بازى او ايجاد شود تا بتواند از تمام توانايى هايش استفاده كند بعد از چند بازى كه براى تيم ملى انگلستان انجام داد او را صدا كرده و از او خواستم كه در بازى هاى بعدى نزديك تر به دروازه بازى كند و سعى نمايد بيشتر گل بزند. او بازيكن بسيار پرتلاش و دونده اى است و مى تواند با استفاده از قدرت بدنى و دوندگى خود مقابل دروازه حريفان بسيار خطرناك ظاهر شود. به همين دليل از او خواستم كه به دروازه حريف نزديك تر شود. سبك بازى او نياز به تغيير داشت حالا او در هر بازى به عنوان يك تمام كننده و گلزن ظاهر مى شود. رونى همان بازيكنى شده كه مى خواستم. عملكرد او مقابل منچسترسيتى فوق العاده بود او در محوطه جريمه بازيكن بسيار خطرناكى است و طى ۲ سال اخير پيشرفت فوق العاده اى داشته است.
ليگ برتر جزيره
جاى هيچ شك و ترديدى نيست كه ليگ برتر انگلستان بهترين و با كيفيت ترين ليگ باشگاهى اروپاست.
ليگ برتر در سطح بسيار بالايى برگزار مى شود و به نظر من ديگر ليگ هاى اروپايى با اين ليگ فاصله زيادى دارند. هيچ كدام از ليگ هاى اروپايى به اندازه ليگ  برتر ستاره ندارند . قرار گرفتن اين همه بازيكن مطرح در كنار يكديگر تيم هايى فوق العاده  قدرتمندى را به فوتبال انگلستان معرفى كرده  است. به نظر من همين حالا
۶ ۷، تيم انگليسى هستند كه پتانسيل رسيدن به مراحل پايانى ليگ قهرمانان اروپا را دارند اين درحالى است كه در لاليگا ،سرى A يا بوندس ليگا چند تيم محدود هستند كه مى توانند حضور در مراحل پايانى ليگ هاى اروپايى را تصور كنند.
به هرحال اين تفاوت عمده ثابت مى كند كه ليگ برتر در بين ليگ هاى اروپايى پيشتاز است.
اعتماد به بازيكنان جوان
جزيره بازيكنان بزرگى را در خود جاى داده است بازيكنانى همچون لمپارد ، ترى، جرارد، رونى، فرديناند و... جزو بهترين هاى حال حاضر جهان فوتبال هستند و بسيارى از مربيان آرزوى داشتن چنين بازيكنانى را دارند.
اما حضور چنين بازيكنانى نبايد باعث شود تا ما بازيكنان جوان تر را فراموش كنيم. انگلستان بازيكنان جوان و با استعداد زيادى داردكه اگر به اين بازيكنان فرصت بدهيم قطعا آنها شايستگى هاى خود را به اثبات خواهند رساند. من به عنوان سرمربى تيم ملى انگلستان وظيفه دارم كه اين استعدادهاى جوان را كشف و به دنياى فوتبال معرفى كنم. بازيكنان جوان انگليسى بايد بدانند كه درهاى تيم ملى به روى آنها باز است البته به شرطى كه بتوانند در حد و اندازه هاى يك بازيكن ملى پوش ظاهر شوند.
ديديد بكهام
بارها راجع به بكهام صحبت كرده ام و فكر مى كنم ديگر حرف خاصى درباره او باقى نمانده است. من به سن و سال بازيكنانم اهميت نمى دهم و فقط به ميزان آمادگى آنها توجه مى كنم بازيكنى كه آماده باشد قطعا مى تواند به تيم ملى دعوت شود. براى جام جهانى ۲۰۱۰ آماده ترين ها و بهترين ها به تيم ملى دعوت مى شوند و اگر بكهام نيز آماده باشد در اين جمع قرار خواهد داشت بكهام براى رسيدن به تيم ملى قدم خوبى برداشته است.
قطعا بازگشت به ميلان و سطح اول فوتبال اروپا راه او را براى رسيدن به تيم ملى هموارتر كرده است. بعد از اين قدم او بايد سعى كند در رقابت هاى سرىA و ليگ قهرمانان اروپا عملكرد قابل قبولى را به معرض نمايش بگذارد. بكهام اگر آماده باشد قطعا يكى از ملى پوشان انگلستان خواهد بود.
ون پرسى روبه  بهبود است
ستاره هلندى باشگاه آرسنال كه در جريان ديدار دوستانه تيم ملى كشورش مقابل ايتاليا درماه نوامبرسال گذشته ميلادى دچار پارگى ليگامنت شد و اكنون به خوبى روند بهبودش را پشت سر مى گذارد. طبق گزارشهاى منتشره در مطبوعات هلندى، رابين ون پرسى اكنون بدون استفاده از عصا راه مى رود و از هفته گذشته به تمرينات توپچى ها بازگشته است.اين مصدوميت باعث شده تا اين ستاره هلندى اكثر رقابت هاى اين فصل را از دست بدهد و بدين ترتيب احتمال مى رود كه شانس او براى حضور در رقابت هاى جام جهانى كمرنگ شود. البته روند بهبود او به خوبى پيش مى رود و انتظار مى رود كه ون پرسى يك ماه زودتر از زمان پيش بينى و در اوايل ماه مارس به ميادين ورزشى بازخواهد گشت و اين شانس او را براى بازگشت به تركيب تيم باشگاهى و در نهايت تيم ملى كشورش افزايش خواهد داد. در اين ميان آرسن ونگر اكنون كاملاً محتاط است و تا ماه آوريل روى اين بازيكن حساب نكرده است. البته پزشكان تيم ملى هلند در صحبت هايى اعلام كرده اند كه اين ستاره مى تواند به زودى به ميادين چمن بازگردد و به احتمال فراوان ۷ هفته ديگر به ميادين بازخواهد گشت. اين خبر براى توپچى ها نيز خبر بسيار خوبى است چرا كه در صورتى كه اين تيم بتواند به مراحل بالايى ليگ قهرمانان اروپا صعود كند، در آن مراحل قادر به استفاده از ستاره هلندى شان خواهند بود. ستاره سابق فاينورد پيش از مصدوميتش ۸ گل را براى آرسنال به ثمر رساند.
روبن و پيروزى خوب در هواى بد
بازيكن هلندى تيم بايرن مونيخ گفت:  در شرايط جوى نامناسب برنده بازى با ماينس شديم. آرين روبن اظهار داشت: بايد به اين نكته توجه كرد كه بازى روز شنبه گذشته در شرايطى با ۳ گل به سود ما رقم خورد كه شرايط آب و هوايى اصلاً خوب نبود. ازاين جهت ابتدا خود را با شرايط آب و هوايى سخت و سرد وفق داديم و بعد سعى در كنترل بازى كرديم. اين بازيكن هلندى كه ابتداى فصل جارى از تيم رئال مادريد جدا شد و به بايرن  ملحق شد، افزود: در اين بازى آرامش خود را بطور كامل حفظ كرديم و برنده شديم. همين روند را بايد در بازى هاى بعدى ادامه دهيم.
مصرآقاى فوتبال آفريقا شد
با گل دقيقه ۸۵ گدو تيم ملى فوتبال مصر براى سومين بار پياپى به عنوان قهرمانى رقابت هاى جام ملت هاى آفريقا دست يافت. يكشنبه شب گذشته ديدار نهايى رقابت هاى جام ملت هاى آفريقا بين ۲ تيم مصر و غنا برگزار شد كه در پايان تيم ملى مصر مدافع عنوان قهرمانى با گل محمد گدو كه در دقيقه ۸۵ به ثمر رسيد مقابل حريف خود به پيروزى دست يافت تا براى سومين بار پياپى به عنوان قهرمانى اين رقابت ها دست يابد.