|
استقلال بدون فرهاد چنگى به دل نزد
تيمى كه روى درخشش ساق هاى خسته نفس مى كشد!
۱- استقلال در دقايق ابتدايى نيمه اول، بازى و توپ و ميدان و بخت و اقبال را يكسره دايورت كرد روى گوشى موبايل تيم حريف. از دقيقه پانزدهم بازى به بعد، استقلال براى فرار از حملات نفت تلاش كرد تا جلو بيايد اما نشد. برنامه هاى تهاجمى استقلال در نيمه اول ناقص، ناكارآمد و از همه مهمتر ناتمام مى نمود.
خط حمله اى كه در هفته هاى قبل همين امتيازات اندك را هم به زور جذب كرده بود، در ديدار شب گذشته مقابل نفت، هيچ نشانى از هماهنگى، همسرايى و نظم نداشت. استقلال ديشب، در حمله كاملا آشفته، بى نظم و خارج از خط پيش رفت.
۲- غيبت فرهاد مجيدى و مجتبى جبارى، ديشب تمام برنامه هاى تهاجمى استقلال را لنگ گذاشت. ديشب مخصوصا در نيمه اول نه ميداودى بختى براى عرض اندام داشت و نه تلاش هاى آرش برهانى به ثمر رسيد. استقلال ديشب در سازمان تهاجمى خود ۲ بار ضربه خورد. بار نخست از غيبت ريتم دهنده اى مثل جبارى و بار دوم از غيبت هماهنگ كننده اى مثل فرهاد مجيدى كه بى اغراق در ۲ سال اخير براى استقلال بيش از توان خود خرج كرده است.
استقلال ديشب نه در خط ميانى خود مغز متفكرى داشت و نه در خط حمله خود عنصر فداكار دونده، جنگنده، سيال وخستگى ناپذيرى كه بتواند خط دفاع را به هم بريزد، آشفتگى ايجاد كند و راه را براى نفوذ ميداودى زهردار به درون محوطه جريمه بگشايد.
استقلال ديشب از غيبت اين ۲ نفر بيش از حد معمول ضربه خورد.
۳- وقتى فرهاد مجيدى نيست، وقتى مجتبى جبارى تنها پس از يك بازى خوب، از چرخه تيمى استقلال خارج مى شود و خط ميانى زمين مى خورد، وقتى سازمان تهاجمى استقلال روى ساق هاى يك مهاجم سى و چند ساله و ساق هاى لرزان و مصدوم يك هافبك ۲ فصل بازى نكرده بنا شده، آن وقت حق داريم از پرويز مظلومى بپرسيم: در استقلال چه خبر است؟!
تيمى كه به پرويز مظلومى، مهاجم اسبق تيم ملى و استقلال سپرده شد، قرار بود اين گونه با غيبت مهره ها به «چه كنم، چه كنم؟» بيفتد؟
۴- فارغ از هر نتيجه اى، آيا استقلال بايد اينگونه وابسته شود به يك يا ۲ بازيكن نخبه؟ بقيه پس كجا هستند، چه مى كنند، چه قابليت هايى داشته اند كه در اين تيم حضور دارند و حال كجا است آن قابليت ها؟!
|